محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
445
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پايشان لرزان است ، نيكوحالترين آنان كسى است كه جاى گذاشتن دو پايش را پيدا كند يا جايى براى آسوده ماندن بيابد . فتنههايى چون تاريكى شب كه نيرويى نمىتواند برابر آن بايستد و كسى نتواند پرچمهاى آن را پايين كشد ، به سوى شما مىآيد چونان شترى كه مهار شده و جهاز بر پشت آن نهاده و ساربان آن را كشانده و به سرعت مىراند . فتنهجويان كسانى هستند كه ضربات آنها شديد و غارتگرى آنان اندك است . مردمى با آنان جهاد مىكنند كه در چشم متكبّران خوار و در روى زمين گمنام و در آسمانها معروفاند . در اين هنگام ، واى بر تو اى بصره از سپاهى كه نشانه خشم و انتقام الهى است ، بىگرد و غبار و صدايى به تو حمله خواهند كرد و چه زود ساكنانت به مرگ سرخ و گرسنگى غبارآلود دچار مىگردند . واژهشناسى ناقشه الحساب : در حسابرسى سخت گرفت . قائمة السّيف : دسته شمشير . قائمة الدّابّة : دست يا پاى حيوان و در اينجا منظور آن است كه هيچ كس در فتنهها پايدار و آرام نمىماند . مزمومة : لگامش در دستش است . مرحولة : محمل شتر بر پشتش سوار است . يحفزها : او را واداشته و مىراند . يجهدها : بيش از طاقتش به او تحميل مىكند . الكلب : شر . سلب : سلاح ، پيراهن و ساير چيزهاى مقتول كه قاتل آن را مىگيرد .